فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
242
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
عاليمكان ظاهر شد كه آنجماعت رو بجانب دشت آورده و زهر آب شدّت و بأس بكام انتقام خوردهاند و ادراك ايشان بعد از آنكه به طرف دشت روند در آن وقت از صعوبتى خالى نبود ، هر آينه بر بقاياى عساكر منصوره كه در شدايد آن برف مبتلا و در زحمات آن سرما اسير محنت و بلا بودند بخشيده و كوس رحيل زده ، بعزم معاودت بجانب ولايت تركستان ، رو به طرف سغناق نهادند و عساكر منصوره را اكثر مركوبات و حموله از شتران ، عرضهء هلاك و تلف شده بود و اگر اندكى از حيوانات را هنوز رمقى در تن و نفسى در بدن باز مانده بود اصلا قابليّت ركوب و [ كشيدن ] بار دريشان موجود نه ، لاجرم اكثر مردمان پياده در راه افتاده ، تركشها كه بر ميان بسته بودند و از تير آن جان دشمنان خسته ، حالى بر دوش افكنده ، دل دوستان ازو شكسته بود . وصف اسب مركب حضرت خان چنانچه روايت كردند بعضى از ثقاة كه بامدادان در روزهاى كوچ ، چون حضرت اعلى خلافت پناهى بر سمند جهان نورد سوار شدندى و توسن اقبال از ركوب آن بحر عظمت و جلال سر بر اوج گردون برافراختى . و در مضمار مسابقت چون شرف و افتخار از ركوب آن سرمايهء افتخار يافته بود بتاختى . چه اسب ! بارهء جهان - نورد كه رخش رستم بگردش نرسيدى و شبديز خسرو در ميدان مسابقت از مباراة او عنان كشيدى [ 106 پ ] گاه جولان از فلك اطلس به تيزى سبق بردى و هنگام دو از صباو دبور گوى مسارعت ربودى ، گاه حمله آتش از پس نعل او در حدّت باز ماندى و برق درخشان با او در مصاف ، جواد مسابقت نراندى . ابيات نباشد سمندى چنان در جهان * برفتار و تيزى چو برق جهان گه حمله ، چون آتش سوزناك * گه سير ، چون آب بر روى خاك گرو برده از اشقر ديو زاد * تك آور چو آتش ، سبك رو چو باد